که اکنون جای نامه
بوسه تحویلم می دهد نوشته هایش
تفنگم در دستم نشانه می گیرد
خشابم همیشه سنگین بود
تکه ای از موهایت
همیشه جنگ را در سنگر سربازها برنده می شد
و بوی باروت
هنوز بر روی درختان
خاموش شلیک می شد
آن لحظه که آتش بس رادیو را خاموش کرد
شعارها بوی دستانت را می دادند
که بر رویت سفید کشیده بودند
و بوی حلوا گرفته بود موهایت
برچسب:
نویسنده: محمد رئیسی